ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

491

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

و توأم شدنش با ساير ناراحتيها يكى از عوامل اصلى مرگ‌ومير كلى بين اهالى بشمار مىرود . تقريبا تمام اروپائيانى هم كه به اين مملكت مىآيند بدان دچار مىشوند ، گاهى بلافاصله پس از ورودشان و بعضى اوقات هم بعد از سالها اقامت در آن . براى اروپائى مهمترين مشكل آن است كه با آب و هوا و محيط سازگار شود و هركس كه به ايران مىآيد اگر نخواهد عالما و عامدا زندگى خود را به خطر اندازد بايد با نشانه‌ها ، جريان بيمارى و طرز درمان آن آشنا شود . بسيار كمند كسانى كه استعداد ابتلا به اين مرض را نداشته باشند و تازه مصونيت اين دسته از مردم نيز اغلب ظاهرى است ، چون بعدها گرفتار مىشوند و آن هم با شدت و حدت بيشتر . تجربياتى را كه ذيلا در اختيار خوانندگان مىگذارم خود شخصا در ايران جمع‌آورى كرده‌ام ، اما گمان مىكنم به حق بتوانم ادعا كنم كه اين تجربيات براى ساير سرزمينهاى تب‌خيز نيز مفيد فايده است . به هر شكلى كه تب لرز جلوه و خودنمائى كند خصلت واقعى آن در تمام اوضاع و احوال يكسان است و تفاوت نمىكند ؛ اينكه اشكال مختلف اين بيمارى درهم بياميزد يا متعاقب هم ظاهر شود خود دليلى بر وجود آن بيمارى بشمار مىرود و ديگر اينكه در فصل معينى اين علائم ظهور مىكند و باز ناپديد مىشود . به‌هرحال سه صورت اصلى از اين بيمارى مشخص و معلوم است 1 . نوع ساده ، 2 . تب متصل كاذب ، 3 . تب موذى . نوع ساده تقسيم مىشود به تب هر روزه ، سه روز يك‌بار و چهار روز يك‌بار ، با انواع آنته پوننس ، پست‌پوننس ، دوپلكس و دوپليكاتا « 50 » ، و در مورد هر سه مرحلهء شناخته شده همراه با فواصلى كه متعاقب آن ظاهر مىشود . تب لرز متصل كاذب در سواحل درياى خزر ، در ولايت لار و بندرعباس بومى است ، درحالىكه در ماه‌هاى پائيزى در جلگه‌هاى مرتفع نيز بروز مىكند و به دو شكل ادامه مىيابد : يكى از آنها با علائم و نشانه‌هاى تب - حصبه است و به همين دليل هم ، مردم ناآگاه اغلب آن را حصبه مىپندارند و همانطور معالجه مىكنند ؛ در اين نوع تب ، كه تقريبا قطع نمىشود و همراه ضعف شديدى است ، منگى سر و حتى هذيان ، نشانهء مرض محسوب مىگردد ؛ نوع ديگر با تبى غير محسوس توأم است كه فقط حالت چندش و لرز مبين آن است ، ساق پا و زانوها متناوبا سرد و گرم مىشود ، بىحسى عمومى ، ضعف حافظه ، بىاشتهائى كامل و حتى نفرت از خوراك و نوشيدنى از نشانه‌هاى آن است . ضمنا پوست بدن بيمار خشك مىشود و جلاى خود را از دست مىدهد و به رنگ سرب درمىآيد . اين هر دو نوع بيمارى پس از مدتى يا به نوع ساده تب‌لرز تبديل مىشود كه داراى فواصل منظمى است و يا در صورتى كه درست و صحيح به درمان آن نپردازند به مرگ بيمار منجر مىگردد . تب موذى بخصوص در تهران طورى نيست كه از ابتدا بتوان بدان پى برد بلكه اغلب به صورت مالاريائى سبك ظاهر و بعد به تب لرز تبديل

--> ( 50 ) . F . anteponens , post ponens , duplex , duplicata